پرش به محتوا

اشکم

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • ایرانی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِشکَم/

اسم

[ویرایش]

اشکم (قدیم)

  1. شکم، بطن.
    روح را سیر کن از مائده حکمت/ به یکی نان سیر شود اشکم «پروین اعتصامی»
  2. در گویش تونی و گویش لری: شكم.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین