اصالت
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- عربی
آوایش
[ویرایش]- /اِصالَت/
اسم مصدر
[ویرایش]اصالت
- نژاده بودن، اصیل بودن، بدرستی به کسی یا به چیزی نسبت داشتن.
- نجابت داشتن، نجیب بودن، نجابت.
- پیش از بعضی کلمهها میآید و از مجموع آن دو نام مکتبی اجتماعی، ادبی، سیاسی، و خصوصاً فلسفی بدست میآید که در آن مکتب، آن کلمه مبنا و محور اندیشه و مقدم بر چیزهای دیگر است.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/فرهنگ لغت معین