اصطلاح
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- عربی
آوایش
[ویرایش]- /اِصطِلاح/
اسم مرکب
[ویرایش]اصطلاح
- واژه، عبارت. زبان، گویش. مفردِ اصطلاحات.
- واژه یا لفاظی که میان گروهی خاص یا در دانشهای گوناگون بکار میرود و تعریف معینی دارد.
- (زبانشناسی): زنجیرهای از واژهها که معنای کل آن را نمیتوان از معنای یکیک تکواژههای سازندهاش دریافت، مانند «نخود هر آش بودن».
- واژهای که به علت کثرت استعمال عمومی، معنایی غیر از معنای اصلی خود را شامل میشود.
- لغتی که جمعی برای خود وضع کنند و بکار برند.
- عبارت, تعبیر, کلمه بندی, سخن موجز.
واژههای مشتق شده
[ویرایش]
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین