پرش به محتوا

اصعب

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَصعَب/

صفت

[ویرایش]

اصعب (قدیم)

  1. دشوارتر، سخت‌تر، صعب. دشوارترین.
    با تهیدستی و عدم مقدرت، زندگی دشوار و از اصعب بلیات است. «علامه شوشتری»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین