پرش به محتوا

اصلح

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَصلَح/

صفت

[ویرایش]

اصلح

  1. نیکوتر، درست‌تر، شایسته‌تر. شایسته‌ترین.
    خوردن گوشت ... جایز نیست ... اصلح تَرک آن است. «جعفر شهری»

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین