پرش به محتوا

اصول

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اُصول/

اسم

[ویرایش]

اصول

  1. آنچه از طریق تکرار و پذیرش جامعه به صورت سُنّت یا رسم یا قاعده درآمده است. جمع اصل.
  2. قانون‌ها، قوانین. ریشه‌ها، پایه‌ها، علت‌ها. نژادها، گوهرها.
  3. (فقه): دانش بررسی قواعدی که فقیه را به استناد قرآن، سنت، اجماع، و عقل برای استنباط احکام شرعی آماده می‌کند‌
  4. علوم شرعی که از چهار اصل تشکیل می‌شود: کتاب، سنت، اجماع، قیاس.[۱]

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین

پانویس

[ویرایش]
  1. دین به عقیده اهل سنت سه اصل است: توحید، نبوت، معاد و شیعه دو اصل عدل و امامت را بر آن افزوده و معتقد به پنج اصل است.