پرش به محتوا

اضمحلال

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِضمِحلال/

اسم مصدر

[ویرایش]

اضمحلال

  1. نابوذی، تباهی، از هم پاشیدگی. از هم پاشیدن، نیست شدن.
    همه شئونات مادی و معنوی رو به انحطاط و اضمحلال می‌رود. «صادق هدایت»

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین