پرش به محتوا

اظهر

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَظهَر/

صفت

[ویرایش]

اظهر (قدیم)

  1. ظاهرتر، ظاهرترین، آشکار، آشکاترین.
    اظهر رأی‌های ایشان آن است که بر قطع عضوی از اعضای او ... اقدام باید نمود. «خواجه‌نصیر طوسی»

استعاره

[ویرایش]
  1. اظهرمن‌الشمس: بسیار آشکار، کاملا واضح.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین