اعراض
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- عربی
آوایش
[ویرایش]- /اعراض/
اسم
[ویرایش]اَعراض (قدیم)
اسم مصدر
[ویرایش]اِعراض
- نسبت به چیزی کراهت داشتن، آن را نپذیرفتن، و از آن رو گرداندان. روی گردانیدن.
- شیر پستان زن هنگامی که عصبی یا وحشت زده باشد یا غم و اندوه شدیدی به او دست داده باشد. خوردن شیر اعراض باعث ناخوشی کودک میشود.
واژههای مشتق شده
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین