اعمار
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]عربی
آوایش
[ویرایش]- /اعمار/
اسم
[ویرایش]اَعمار (قدیم)
- عمرها.
- در اعمار آن مقداز مهلت کجاست که در آن وادی مرحلهای توان پیمود. «علامه شوشتری»
اسم مصدر
[ویرایش]اِعمار
- آباد یافتن زمین را.
- بی نیاز ساختن کسی را.
- چیزی را مادام العمر به کسی دادن.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین