پرش به محتوا

اعمش

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]

گیرش‌شده از بهاری: عمش

آوایش

[ویرایش]
  • /اَعمَش/

صفت

[ویرایش]

اعمش (قدیم)

  1. دارای چشم‌هایی که به سبب بیماری، آب از آنها میریزد.
  2. کسی که به سبب مرض، آب از چشمش جاری شود.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین