پرش به محتوا

افروخته

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَفروختِه/

صفت مفعولی

[ویرایش]

افروخته

  1. صفت مفعولی از افروختن. روشن شده چون چراغ یا لامپ.
  2. روشن شده. شعله ور شده.
  3. (مجاز): برافروخته، سرخ. خشمگین.



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین