پرش به محتوا

افزار

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَفزار/

اسم

[ویرایش]

افزار

  1. (مجاز): ابزار، آلت.
    شعر و هنر را تابع و افزار سیاست میکند. «رزین‌کوب»
  2. ادویه خشبو که در غذا ریزند.

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن