افزونی
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /اَفزونی/
حاصل مصدر
[ویرایش]افزونی
- بسیاری، فراوانی. کثرت، فزونی.
- (قدیم): افزون بر عبادت اصلی، مستحب.
- جهودان را اندر ماههای خویش، صومهاست ... ولکن همه افزونیاند نه فریضت. «ابوریحان بیرونی»
واژههای مشتق شده
[ویرایش]
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین