پرش به محتوا

افیونی

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /افیونی/

صفت نسبی

[ویرایش]

افیونی

  1. منسوب به افیونتریاکی، بنگی.
    اوضاع کشور ایران در این ایام مانند مزاج الکلی‌ها و افیونی‌ها بود. مستوفی‌الممالک»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین