پرش به محتوا
منوی اصلی
منوی اصلی
انتقال به نوار کناری
نهفتن
ناوبری
صفحهٔ اصلی
سرواژهٔ تصادفی
همکاری
قهوهخانه
تغییرات اخیر
ورودی کاربران
واژه درخواستی
تماس با ویکیواژه
راهنما
جستجو
جستجو
ظاهر
کمک مالی
ساخت حساب
ورود
ابزارهای شخصی
کمک مالی
ساخت حساب
ورود
فهرست
انتقال به نوار کناری
نهفتن
بخش آغازین
1
فارسی
تغییر وضعیت زیربخشهای فارسی
1.1
ریشه لغت
1.2
آوایش
1.3
صفت نسبی
1.3.1
منابع
تغییر وضعیت فهرست محتویات
افیونی
افزودن زبانها
سرواژه
بحث
فارسی
خواندن
ویرایش
نمایش تاریخچه
ابزارها
ابزارها
انتقال به نوار کناری
نهفتن
کنشها
خواندن
ویرایش
نمایش تاریخچه
عمومی
پیوندها به این صفحه
تغییرات مرتبط
بارگذاری پرونده
پیوند پایدار
اطلاعات صفحه
یادکرد این صفحه
دریافت نشانی کوتاهشده
بارگیری کیوآر کد
استفاده از تجزیهگر قدیمی
چاپ/برونبری
ایجاد کتاب
بارگیری بهصورت PDF
نسخهٔ قابل چاپ
در پروژههای دیگر
ظاهر
انتقال به نوار کناری
نهفتن
از ویکیواژه
فارسی
[
ویرایش
]
ریشه لغت
[
ویرایش
]
(فارسی/عربی)
آوایش
[
ویرایش
]
/افیونی/
صفت نسبی
[
ویرایش
]
افیونی
منسوب به
افیون
←
تریاکی
،
بنگی
.
اوضاع کشور ایران در این ایام مانند مزاج الکلیها و افیونیها بود.
مستوفیالممالک
»
منابع
[
ویرایش
]
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
ردهها
:
اسمهای فارسی-عربی
صفت نسبی
فارسی
اسمهای فارسی
جستجو
جستجو
تغییر وضعیت فهرست محتویات
افیونی
افزودن زبانها
افزودن مبحث