پرش به محتوا

اقبح

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • گیرش‌شده از بهاری: آقبع

آوایش

[ویرایش]
  • /اَقبَح/

صفت

[ویرایش]

اقبح (قدیم)

  1. زشت‌ترین، قبیح‌ترین. قبیح‌تر، زشت‌تر، نا زیبا. قبیح.
    خودستایی ... اقبح اصفات ... انسانی است. «طالبوف»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین