پرش به محتوا

اقحوان

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (معرب‌یونانی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اُقحُوان/

اسم مرکب

[ویرایش]

اقحوان

  1. (گیاهان): نوعی بابونه. شکوفه ریحان و بابونه.
    چون مهرگان درآمد و عصیر در رسید و شاهسفرم و حماحم و اقحوان در دم شد، انصاف از نعیم جوانی بستدند. «نظامی عروضی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین