پرش به محتوا

اقمار

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

گونه‌های دیگر نوشتاری

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَقمار/

اسم

[ویرایش]

اقمار

  1. ماه‌ها، سیارات کوچکی که به دور یکی از سیارات می‌گردند. جمعِ قمر.
  2. در فارسی، کشورهای ضعیفی که از نظر سیاسی پیرو کشورهای قویتر می‌باشند.
  3. (مجاز): وابستگان، دنباله روان.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین/ فرهنگ بزرگ سخن