انصاف

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(اَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. جِ نصف ؛ نیم‌ها، نیمه‌ها.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(اِ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر لازم[ویرایش]

  1. به نیمه رسیدن. نیمة چیزی را گرفتن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. داد دادن، عدل کردن.
  2. راستی نمودن.

(اِم

صفت[ویرایش]

  1. عدل، داد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

equità

انگلیسی
mensuration