پرش به محتوا

اکسون

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فرانسوی

آوایش

[ویرایش]
  • /اکْسون/

اسم

[ویرایش]

اَکسون

  1. نوعی پارچه حریر، نوعی دیبا.
    صد هزار آرایش افزون دیده‌ای/ شهر در دیبا و اکسون دیده‌ای.‌ «عطار نیشابوری»
  • فرانسوی

اسم

[ویرایش]

آکسُن

  1. (جانوری): بزرگترین رشته‌ای که از سلول عصبی خارج میشود و پیام عصبی را به نقاط دیگر می‌رساند.
  2. دیبای سیاه و بسیار نقش.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین