اکسون
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- فرانسوی
آوایش
[ویرایش]- /اکْسون/
اسم
[ویرایش]اَکسون
- نوعی پارچه حریر، نوعی دیبا.
- صد هزار آرایش افزون دیدهای/ شهر در دیبا و اکسون دیدهای. «عطار نیشابوری»
- فرانسوی
اسم
[ویرایش]آکسُن
- (جانوری): بزرگترین رشتهای که از سلول عصبی خارج میشود و پیام عصبی را به نقاط دیگر میرساند.
- دیبای سیاه و بسیار نقش.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین