اکو
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- فرانسوی
آوایش
[ویرایش]- /اِکؤ/
اسم
[ویرایش]اکو
- (فیزیک): بازگشت صوت پس از برخورد با مانع به طوری که با صوت ارسالی مخلوط نشود و صدای آن از صدای اول جدا شنیده شود، پژواک.
- (برق): دستگاهی برای پخش صدا که با تکرار منظم صدا آن را خوش طنینتر میکند.
- (پزشکی): دستگاهی برای تعیین وضعیت ونحوه کار بعضی از اعضای بدن با استفاده از امواج ماورای صوت، مثلا برای تعیین وضعیت جنین در بدن زنان حامله، اکوکاردیوگرافی.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین