بارد

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(رِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. سرد.
  2. بی ذوق، بی - احساس.
  3. یکی از مزاج‌های نه گانة طب قدیم.

جمع[ویرایش]

  1. بوارد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین