بازی کردن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

(کَ دَ)

Playground of Kashamr kudak park 5 3.JPG

مصدر لازم[ویرایش]

  1. سرگرم شدن به بازی.
  2. مشغول شدن به چیزی برای گذراندن وقت.
  3. قمار کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

فعل[ویرایش]

giocare