بالا دادن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(دَ)

مصدر لازم[ویرایش]

  1. بزرگ نمودن، بزرگ جلوه دادن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

فعل[ویرایش]

  1. بیش از آنچه هست وانمود کردن
  • نمونه: «یارم چو شکست زلف رعنا میداد / تاب سر زلف شب یلدا میداد

میگفت که: سرو هست همبالایم / بنگر تو که سرو را چه بالا میداد»

آوایش[ویرایش]

مترادف‌ها[ویرایش]

  1. گزافیدن، اغراق آمیز کردن، مبالغه کردن، گزافه‌گویی کردن

برگردان‌ها[ویرایش]

منابع[ویرایش]

فعل[ویرایش]

  1. بردن یا راندن چیزی به سمت بالا
  2. نمونه: «دکمه را بالا بده!»، «رو میزی را بالا داد»

مترادف‌ها[ویرایش]

  1. بالا زدن