بغاز
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- گیرششده از بهاری: بقاز
آوایش
[ویرایش]- /بُغاز/
اسم
[ویرایش]بغاز
- تنگه، باب، بخشی از دریا که دو خشکی را از هم جدا مینماید، یا دو دریا را به هم میپیوندد.
- قطعه چوبی که کفاشان میان کفش و قالب گذارند.
- تکه چوبی که نجاران به وقت شکافتن چوب در شکاف آن گذارند.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین