تمر
ظاهر
(~.)
فارسی
[ویرایش]ریشهشناسی
[ویرایش]- سانسکریت و اوستایی
اسم
[ویرایش]- خرما.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
- لغت نامه دهخدا[۲]
(تَ)
- آب مروارید، یکی از بیماریهای چشمی که بیشتر در سنین بالا بروز میکند و باعث کم شدن نیروی دید میشود.
- واژهی «تَمَر / تِمَر / تَمَس» در متون لغوی فارسی و منابع هند و ایرانی به معنای «تاریکی، ظلمت» آمده است. در اینباره چند منبع معتبر (لغوی و زبانشناسی) آورده میشود: --- منابع: 1. برهان قاطع (محمدحسین بن خلف تبریزی، قرن ۱۱ هـ.ق.) ذیل «تمر»: «به زبان علمی هند بمعنی تاریکی باشد که در مقابل روشنی است.» 2. ناظمالاطباء (محمدحسن خان ناظمالاطباء، قرن ۱۳ هـ.ق.) ذیل «تمر»: «تاریکی و ظلمت و سیاهی و کوری کامل.» 3. لغتنامه دهخدا (علیاکبر دهخدا، به نقل از برهان و ناظمالاطباء) در جلد مربوط به «تمر» همین معانی را تکرار کرده است. 4. Monier-Williams, Sanskrit-English Dictionary (Oxford, 1899) مدخل tamas (तमस्): darkness, gloom, ignorance. از همین واژهی سانسکریت (tamas) در فارسی به صورت «تمر/تم» بازمانده است. 5. Mayrhofer, Etymologisches Wörterbuch des Altindischen (EWA) ذیل tamas: «Dunkelheit, Finsternis» (تاریکی، ظلمت). 6. اوستایی و فارسی باستان در اوستایی نیز ریشهی مشابهی وجود دارد: tem- به معنای «تاریک بودن» (بارتولومه، Altiranisches Wörterbuch). مثلاً اوستایی: temah- (تاریکی). --- منابع زبانشناسی (سانسکریت → فارسی) Monier-Williams, Sanskrit-English Dictionary (1899) timira (तिमिर): "darkness, obscurity, blindness". Macdonell, A Sanskrit-English Dictionary (1924) timira: "darkness, gloom; dimness of sight, blindness". --- ✅ پس «تمر» در فارسی یک وامواژه یا بازتاب از ریشهی tem- / tamas سانسکریت و اوستایی است، و معنای اصلی آن همیشه «تاریکی، ظلمت» بوده است.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
- لغتنامه دهخدا[۱]
(~.)
اسم
[ویرایش]- درختی است با برگهای دراز و متناوب که هر برگ بیش از بیست تا سی برگچه دارد، گلهایش زرد یا سرخ رنگ
استعاره
[ویرایش]- میوه اش سرخ و ترش مزهاست که در غلافی بزرگ جا دارد، برای قلب و معده مفید
استعاره
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
- لغت نامه دهخدا[۳]