تمغا
(تَ)
فارسی
[ویرایش]گونههای دیگر نوشتاری
ریشهشناسی
اوستایی و پهلوی
واژه تَمغا از زبان ترکی اویغوری به زبان مغولی راه یافته ولی معمولاً از آن به عنوان واژهای مغولی - ترکی یاد میشود. کاوه فرخ معتقد است که اصل واژه در پارسی «تمگا» بوده که وارد زبانهای ترکی و مغولی شده و سپس دوباره به شکل تمغا وارد پارسی شدهاست.
منبع.اسواران ساسانی نگارش: دکتر کاوه فرخ تصویرگر: آنگس مکبراید برگردان به پارسی: یوسف امیری سال انتشار: ۱۳۸۸ خ/ ۲۰۰۹ م. ناشر: گل آفتاب (مشهد) قطع رقعی، ۱۶۵ صفحه
واژهی «تمغا» یا «تمگا» در زبانهای مختلف باستانی و تاریخی معانی مشابهی داشته است که نشاندهندهی ریشههای مشترک فرهنگی و زبانی در تمدنهای هندواروپایی و ترکزبان است. در ادامه، به بررسی ریشههای این واژه در زبانهای اوستایی، پهلوی و سانسکریت میپردازیم:
---
بررسی واژهی «تمغا / تمگا» در زبانهای باستانی
واژهی «تمغا» یا «تمگا» در منابع تاریخی و زبانی، به معنای «نشان» یا «مهر» ثبت شده است و کاربرد آن در زمینههای حکومتی، آیینی و دینی دیده میشود. در ادامه ریشههای این واژه در زبانهای اوستایی، پهلوی و سانسکریت بررسی شده است.
---
۱. فارسی میانه / پهلوی
در فارسی میانه، واژهی «تمغا» به معنای «نشان»، «مهر» یا «علامت رسمی» استفاده میشده است. این واژه بهویژه در اسناد حکومتی و دیوانی کاربرد داشته و به عنوان مهر یا نشان رسمی برای تأیید اسناد به کار میرفته است. برای اطلاعات بیشتر، به منابع زیر مراجعه کنید:
هرتسفلد، ا. (۱۹۳۵). Iranische Altertumskunde. برلین: Verlag.
گاردنر، اِدوارد (۱۹۰۳). Pehlavi Texts. London: Society for Promoting Christian Knowledge.
۲. اوستایی
در متون اوستایی، ریشهی «tama» یا «tama-» به معنای «علامت»، «نشان» یا «مهر» ثبت شده است. این واژهها عمدتاً در زمینههای آیینی و دینی، برای نشانهگذاری یا مشخص کردن موقعیتهای مذهبی به کار میرفتهاند. برای مطالعه بیشتر:
اوستا. یسنا، یشتها و ویسپرد. ترجمه و شرح توسط ج. ه. هولتسه (J. H. Hultsch), Leipzig, ۱۸۷۷–۱۸۸۰.
دینکرد. ترجمه و تصحیح ژوزف هرتسفلد (J. Herzfeld), Berlin, ۱۹۳۸.
بندَهیشْن. تصحیح و ترجمه هرتسفلد، Bendaheshn, Berlin, ۱۹۳۴.
۳. سانسکریت
در زبان سانسکریت، واژهای با معنای «تمغا» به معنای «نشان» یا «مهر» یافت نمیشود. نزدیکترین واژهها، مانند tamo-ghna، به معنای «تاریکیزدا» یا «آفتاب» هستند و ارتباط معنایی مستقیمی با واژهی «تمغا» ندارند. برای اطلاعات بیشتر:
Tamoghna (तमोघ्न): [تاریکیزدا]، در Mahābhārata iii, 193; vii, 6296.
Tamoghna (तमोघ्न): [آفتاب، ماه، آتش]، در Mahābhārata iii, 193; vii, 6296.
جمعبندی
واژهی «تمغا / تمگا» در فارسی میانه و اوستایی با معنای «نشان» یا «مهر» موجود بوده و کاربرد رسمی و آیینی داشته است. در سانسکریت واژهای با همان معنا یافت نمیشود و نزدیکترین واژهها معنای متفاوت دارند. این مسئله نشاندهندهی پیوندهای فرهنگی و زبانی میان ایرانیان باستان و جوامع ترکزبان و آسیای میانه است.
---
منابع معتبر کتابی
هرتسفلد، ا. (۱۹۳۵). Iranische Altertumskunde. برلین: Verlag.
گاردنر، اِدوارد (۱۹۰۳). Pehlavi Texts. London: Society for Promoting Christian Knowledge.
اوستا. یسنا، یشتها و ویسپرد. ترجمه و شرح توسط ج. ه. هولتسه (J. H. Hultsch), Leipzig, ۱۸۷۷–۱۸۸۰.
دینکرد. ترجمه و تصحیح ژوزف هرتسفلد (J. Herzfeld), Berlin, ۱۹۳۸.
بندَهیشْن. تصحیح و ترجمه هرتسفلد، Bendaheshn, Berlin, ۱۹۳۴.
Tamoghna (तमोघ्न): [تاریکیزدا]، در Mahābhārata iii, 193; vii, 6296.
Tamoghna (तमोघ्न): [آفتاب، ماه، آتش]، در Mahābhārata iii, 193; vii, 6296.
---
اسم
[ویرایش]- مُهر، داغ.
- مهری که در قدیم پادشاهان مغول به فرمانهای خود میزدهاند.
- باج، خرا
جمع
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین