پرش به محتوا

تولید

از ویکی‌واژه

Production

[ویرایش]

فارسی

[ویرایش]

اسم‌مصدر بر وزن تفعیل از ریشه ولد: فرزندآوری (ایجاد ولد)؛ ولی بعدها معنی ایجاد کالا پیدا کرد (چون کالاها مشابه و انگار فرزند تولیدکننده‌اند!)؛ متضاد مصرف (از ویراست۴۰۱/۵/۲۶ دائرةالمعارف جاوید). واژه تولید به غلط مصطلح به‌معنی محصول نیز بکار می‌ره یعنی آنچه تولیدشده (تولید اسم‌مصدره ولی در این معنی می‌شه اسم مفعول و یعنی فرآورده).

جایگاه

[ویرایش]

۲شاخه اصلی: صنعت و کشاورزی.

از ۳شاخه سرمایه‌گزاری (در کنار بازرگانی و بانکداری)

مشابهات، مراحل و سایر ارجاعات

[ویرایش]

بسته‌بندی

بهره‌وری

توزیع

خام‌فروشی

ساخت

عرضه

فرآوری

کار

کالا

مشتقات

[ویرایش]

اضافه‌تولید

تولی‌پرس

تولید شدن/کردن: مصادر مرکب لازم/متعدی مربوطه (Produce)

تولید به مصرف: بی‌واسطه بویژه نرخ تولید به مصرف.

تولید انحصاری: مانع رقابت و تحمیل نرخ بالا به مصرف‌کننده.

تولید خرکی

تولید داخل: ساخت میهن.

تولید داخلی: درصد تولید داخل از کل تولید یک کالا.

تولید سربار

تولید سفارشی: تولید خاص مرغوب یک کالا با سفارش قبلی که از قبل فروش‌رفته.

تولید علم: مقاله‌نویسی‌آکادمیک یعنی مقاله‌نویسی‌آکادمیک نشانه و باعث تولید علم و معادل پیشرفت فرض‌شده درحالیکه الزاماً چنین‌نیست چون مقاله‌نویسی‌آکادمیک جزء روال‌کار دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتیه و ممکنه عادتی و فرمالیته باشه. چاپ مقاله در ژورنالهای علمی معتبر قدم‌نهادن در راه پیشرفته اما پیشرفت نیست چون باید اینها در تولید بکار گرفته‌بشه (ویراست۴۰۴/۶/۶ دائرةالمعارف جاوید).

مشابهات تولید علم:

پیشرفت

کشف

تولید مرغوب: جنس خوب، متضاد تولید نامرغوب.

تولید ناخالص ملی: از شاخص‌های مهم درآمد یک ملت.

تولید نامرغوب: جنسذبد، کالای نامرغوب.

تولید وطنی: تولید داخل.

تولیدات

تولیددارو

تولیدکننده

تولیدمثل

تولیدی

خط‌تولید

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین
  • دائرة‌المعارف جاوید

برگردان‌ها

[ویرایش]
ایتالیایی

اسم

[ویرایش]

produzione

riproduzione

اسم

[ویرایش]

produttività

انگلیسی
turn out