پرش به محتوا

تیزاب

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /تیز/آب/

اسم مرکب

[ویرایش]

تیزاب (شیمی)

  1. مایعی است بی رنگ و تندبو. همة فلزات غیر از طلا را آب می‌کند. اگر با اسید کلریدریک آمیخته شود، تیزآب سلطانی می‌شود که طلا را هم آب می‌کند. اسید نیتریک.



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین