تیزاب
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /تیز/آب/
اسم مرکب
[ویرایش]تیزاب (شیمی)
- مایعی است بی رنگ و تندبو. همة فلزات غیر از طلا را آب میکند. اگر با اسید کلریدریک آمیخته شود، تیزآب سلطانی میشود که طلا را هم آب میکند. اسید نیتریک.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین