تیزه
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- گیرششده از بهاری: تیزِه
آوایش
[ویرایش]- /تیزه/
اسم
[ویرایش]تیزه
- حوزه: (ریاضی): نقطهای که در آنجا دو یا چند شاخه خم اشتراک دارند و خطوط مماس بر این شاخهها در آن نقطه بر هم منطبق هستند.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]«تیزه» همارزِ «cusp ۱»؛ منبع: گروه واژهگزینی و زیر نظر حسن حبیبی، دفتر پنجم، فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۵۳۱-۷۶-۴