جامه

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(مِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. لباس، تن پوش.
  2. جام، صراحی.
  3. پارچه، پارچة نادوخته. ؛~ عباسیان کنایه از: لباس سیاه. ؛~ فرو نیل کردن کنایه از: سیاه کردن لباس به نشانة عزادار شدن. ؛~ قبا کردن کنایه از: پیراهن دریدن از شدت شور و وجد یا اندوه.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
vesture