جزم

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(جَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. قطع کردن.
  2. عزم انجام کاری کردن بی تردید.
  3. ساکن گردانیدن آخرین حرف کلمه یا حذف آن براساس قواعد صرفی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(جَ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. قلم.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
quiescence