جمهور
ظاهر
(جُ)
فارسی
[ویرایش]ریشهشناسی
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
اسم
[ویرایش]- توده، گروه، جماعت مردم.
- ریشهشناسی واژه «جمهور» و «جمهوری» ۱. ریشههای ایرانی واژه «جمهور» در زبانهای ایرانی باستان ریشههایی بهصورت jam- و jamag- دیده میشوند که معنای اصلی آنها «جمع شدن»، «گردآمدن» یا «اجتماع» بوده است. در اوستایی، واژههایی چون zama- / jama- به معنای «اجتماع» یا «انبوه» آمدهاند. در فارسی میانه (پهلوی)، واژههایی مانند jamīg به معنای «جمع»، «انبوه» و «مجموعه» بهکار رفته است. این شواهد نشان میدهند که مفهوم «جمع و اجتماع» از دیرباز در فرهنگ و زبانهای ایرانی برجسته بوده و بستری برای شکلگیری اصطلاحات اجتماعی و سیاسی در دورههای بعدی فراهم کرده است. --- ۲. تحول معنایی در زبانهای میانه و نو در دورهی فارسی میانه، مشتقات ریشهی jam- غالباً بار معنایی «اجتماع» داشتند. با ورود اسلام و تماس گسترده با زبان عربی، واژهی عربی «جمهور» (بهمعنای مردم، جماعت) به فارسی راه یافت. در فارسی نو: «جمهور» معنای «مردم» و «اکثریت» گرفت. با افزودن پسوند «ـی» (که در فارسی برای ساخت اسم مصدر یا اسم حالت بهکار میرود)، واژهی «جمهوری» شکل گرفت. این واژه معادل اصطلاح سیاسی جدید republic در زبانهای اروپایی شد و معنای «حکومت مردم» یا «نظام مبتنی بر ارادهی مردم» پیدا کرد. بنابراین، میتوان گفت که تحول معنایی از مفهوم کهن «جمع و اجتماع» در ریشههای ایرانی، با تأثیر مستقیم واژگان عربی و مفاهیم جدید سیاسی، به «جمهور» و «جمهوری» رسیده است. --- ۳. منابع پیشنهادی برای بررسی ۱. محمدحسندوست، فرهنگ ریشهشناسی فارسی، تهران: سمت، ۱۳۹۴، ۵ جلد. ۲. جلال خالقی مطلق (مترجم)، فرهنگ ریشهشناسی فارسی (اثر پاول هورن و هاینریش هوبشمان)، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲. ۳. علی نورایی، فرهنگ ریشهشناسی واژگان فارسی، تهران: سمت، ۱۳۹۰. ۴. Gilbert Lazard, The Rise of the New Persian Language, in The Cambridge History of Iran, vol. 4, Cambridge: CUP, 1975. 5. Gernot Windfuhr (ed.), The Iranian Languages, London/New York: Routledge, 2009. ---
جمع
[ویرایش]- جماهیر.
- معظم از هر چیزی.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
برگردانها
[ویرایش]- انگلیسی
- populace