پرش به محتوا

حجت

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • گیرش‌شده از بهاری: حَجت

آوایش

[ویرایش]
  • /حُجَّت/

اسم

[ویرایش]

حجت

  1. آنچه با آن بتوان ادعایی را ثابت کرد، دلیل، برهان، سبب، موجب. حجة.
  2. موضوع، مطلب یا سخنی که صحت آن اثبات شده باشد، سخن مدلل.
  3. (ادیان): یکی از مراتب دعوت اسماعیلیان، پس از امام و پیش از داعی.
  4. (قدیم): سند، مدرک. پیشوا، رهبر.



ترجمه

منابع

  • فرهنگ بزرگ سخن