پرش به محتوا

حجر

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /حَجَر/

اسم‌

[ویرایش]

حَجَر

  1. سنگ. نیز عصر، عصر حجر. مفردِ احجار.
    با فوت و فن‌های کاسه‌گری قلع ماده شد/ دیدیم مشکل است حجر زر نمی‌شود. «نسیم شمال»

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین