پرش به محتوا

خایه

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • پهلوی

آوایش

[ویرایش]
  • /خایِه/

اسم

[ویرایش]

خایه

  1. تخم ماکیان:
    خورش زردهٔ خایه دادش نخست - بدان داشتش یک زمان تندرست[۱]
  1. بیضه، دنبلان، عضوی از اندام تناسلی پستانداران نَر که هورمون‌های جنسی را تولید می‌کند:
    ...بهترین رنگهای اسب، کُمیت و خرماگون است که هم نیکو بُوَد و هم در گرما و سرما صبور باشد و رنج‌کش، اما اسب چَرمه، خنگ [و] ضعیف بود اگر خایه و میان ران‌های وی و دُم و دست و پای و فش و ناصیه [و] دم سیاه بود، نیک باشد...[۲]

––––

برگردان‌ها

[ویرایش]
*ترجمه انگلیسی

جستارهای وابسته

[ویرایش]

خایه‌مالی

منابع

[ویرایش]
  1. شاهنامه فردوسی - جمشید، داستان رویش مار بر شانه‌های ضحاک
  2. قابوس‌نامه، عنصرالمعالی کیکاووس بن قابوس بن وشمگیر، باب بیست‌و‌پنجم: اندر خریدن اسب
  • فرهنگ لغت معین