خباره
ظاهر
فارسی
[ویرایش](خَ رَ یا رِ)
ریشهشناسی
[ویرایش]شاید از نیا-هندواروپایی -seh₁p* «آزمودن، جستن». همریشه با لاتین sapio، یونانی σοφός.
صفت
[ویرایش]- چست و چالاک، جلد و هوشیار
- گربز، باهوش
اسم
[ویرایش]- خبره، کارشناس. ج. خبارگان.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت دهخدا
- فرهنگ لغت عمید
برگردانها
[ویرایش]- انگلیسی
- skillful