خلع

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(خُ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. طلاق گرفتن زن از شوهر با بخشیدن مهر خود یا با دادن مال.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(خَ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. کندن، برکندن.
  2. جدا کردن.
  3. برکنار کردن کسی از شغل.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
dethronement