خلنگ

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(خَ لَ)

صفت[ویرایش]

  1. دو رنگ، ابل

قید[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(خِ لِ)

اسم[ویرایش]

  1. خلنج: گرفتن اعضا و کندن به ناخن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

اسم[ویرایش]

  1. گیاهی است که نوعی از آن به صورت درخت یا درختچه می‌باشد که از چوب آن کاسه و قدح می‌سازند و نوعی از آن علفی می‌باشد به رنگ‌های سرخ، زرد و سفید.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
piebald