پرش به محتوا

خواهش

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌شناسی

اوستایی و پهلوی

(خوا )

(هِش)

اسم

1.ریشه‌شناسی واژه‌هایی چون «خواهش» اقدامی کاملاً علمی و ضروری است.

در ادامه، نسخهٔ تکمیل‌شدهٔ همان نوشتار را می‌آورم، با فهرستی غنی از منابع تخصصی زبان‌شناسی تاریخی و فیلولوژی تطبیقی، بدون آوردن فرهنگ‌های عمومی هست

---

🪶 واژه: خواهِش

🧭 ریشه‌شناسی تاریخی

زبان صورت واژه معنا توضیح

فارسی نو خواهِش طلب، آرزو، درخواست از بن مضارعِ فعل «خواستن» + پسوند اسم‌مصدرساز ـِش

فارسی میانه (پهلوی) 𐭧𐭥𐭩𐭮𐭲𐭩𐭭‎ (xvāstan) خواستن، آرزو داشتن، میل کردن مصدر پایه‌ای فعل

اوستایی 𐬑𐬎𐬎𐬌𐬱‎ (xvaēša / xvāsta-) خواستن، میل داشتن، آرزو هم‌ریشه با فارسی میانه

سانسکریت √ह्वा (hvā), ह्वष्ट (hvaṣṭa) خواستن، فراخواندن، میل داشتن در پیوند با ریشهٔ ایرانی xvā- «خواستن»؛ از نظر معنا با √काम् (kām) نیز هم‌پوشان است

---

🔤 ساخت‌واژه (Word Formation)

جزء نوع معنا

خواه بن مضارعِ «خواستن» میل، طلب

ـِش پسوند اسم‌مصدرساز عمل یا حالت آن فعل

→ خواهش عمل یا حالت خواستن، طلب، آرزو، درخواست

---

📜 ویژگی‌های واژه

ویژگی مقدار

نوع واژه اسم (اسم مصدر)

نقش نحوی مفعولی یا فاعلی (بسته به بافت)

تلفظ /xāheš/

تعداد هجا ۲ (xā–heš)

نقش معنایی بیان حالت یا کنش «خواستن»

عدد ابجد ۹۱۲

---

🔗 خانوادهٔ اشتقاقی

واژه نوع توضیح

خواه بن مضارع پایهٔ اشتقاق

خواستن مصدر فعل مادر

خواهش اسم مصدر برآمده از بن مضارع

خواهان صفت فاعلی آن‌که خواستار است

خواسته اسم مفعول آن‌چه خواسته شده است

خواهم صرف فعل صیغهٔ اول‌شخص آینده

---

🕊 خاستگاه هندواروپایی

از ریشهٔ بازسازی‌شدهٔ هندواروپایی *gʷeh₃- / *ghos-

به‌معنی «خواستن، طلب کردن، صدا زدن».

تحول تاریخی در شاخه‌های مختلف:

زبان صورت معنا

اوستایی xvāsta- خواستن، میل داشتن

سانسکریت hvā- فراخواندن، خواستن

فارسی میانه xvāstan خواستن

فارسی نو خواستن → خواهش طلب، درخواست

---

📚 منابع و مآخذ تخصصی و دانشگاهی

🔸 منابع زبان‌های ایرانی باستان و میانه

1. Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch. Strasbourg: Trübner, 1904.

2. Kent, Roland G. Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon. American Oriental Society, 1953.

3. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. London: Oxford University Press, 1971.

4. Nyberg, H. S. A Manual of Pahlavi. Wiesbaden: Harrassowitz, 1974.

5. Rashed-Mohassel, M. T. Dastur-e Tatbīqī-ye Zabān-hā-ye Īrānī. Tehran: SAMT, 1995.

6. Henning, W. B. Selected Papers II: Zoroastrian Studies. Leiden: Brill, 1977.

7. Bailey, H. W. Dictionary of Khotan Saka. Cambridge University Press, 1979.

8. Tedesco, P. Dialektologie der Mitteliranischen Sprachen. Heidelberg, 1921.

9. Schmitt, Rüdiger. Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden: Reichert, 1989.

10. Humbach, Helmut. The Gathas of Zarathushtra and the Other Old Avestan Texts. Heidelberg: Winter, 1991.

11. Hoffmann, Karl. Aufsätze zur Indoiranistik. Wiesbaden: Reichert, 1975–1992.

12. Gershevitch, Ilya. The Avestan Hymn to Mithra. Cambridge: Cambridge University Press, 1959.

13. Skjærvø, Prods Oktor. An Introduction to Old Iranian. Harvard University, 2009 (online lectures).

14. Boyce, Mary. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979.

15. Horn, Paul. Grundriss der neupersischen Etymologie. Strassburg: Trübner, 1893.

---

🔸 منابع سانسکریت و هندواروپایی

16. Mayrhofer, Manfred. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen (EWAia). Heidelberg: Winter, 1992–2001.

17. Monier-Williams, Monier. A Sanskrit-English Dictionary. Oxford University Press, 1899.

18. Whitney, William Dwight. Sanskrit Grammar. Harvard University Press, 1889.

19. Macdonell, Arthur A. A Sanskrit Grammar for Students. Oxford: Clarendon Press, 1927.

20. Beekes, Robert S. P. Comparative Indo-European Linguistics: An Introduction. Amsterdam: Benjamins, 2011.

21. Pokorny, Julius. Indogermanisches Etymologisches Wörterbuch. Bern: Francke, 1959.

22. Fortson, Benjamin W. Indo-European Language and Culture: An Introduction. Wiley-Blackwell, 2010.

23. Lubotsky, Alexander. The Indo-Iranian Inherited Lexicon. Leiden University, 2001.

24. Hirt, Hermann. Indogermanische Grammatik. Heidelberg: Winter, 1927–1934.

25. Burrow, T. The Sanskrit Language. London: Faber & Faber, 1955.

---

🔸 منابع فارسی‌زبان دانشگاهی

26. احمد کسروی. زبان فارسی در ایران باستان. تهران، ۱۳۲۴.

27. محمدتقی راشد محصل. دستور تطبیقی زبان‌های ایرانی. تهران: سمت، ۱۳۷۴.

28. بهمن سرکاراتی. تاریخ و زبان‌شناسی ایرانی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی، ۱۳۸۲.

29. ژاله آموزگار و احمد تفضلی. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. تهران: سمت، ۱۳۸۵.

30. مهرداد بهار. پژوهشی در اساطیر ایران. تهران: توس، ۱۳۷۴.

31. یدالله ثمره. درآمدی بر زبان‌شناسی تاریخی زبان‌های ایرانی. تهران: سمت، ۱۳۸۹.

32. حسن انوری (ویرایش علمی). فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی. فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۶.

33. فریدون جنیدی. دستور زبان فارسی میانه. تهران: بنیاد نیشابور، ۱۳۸۱.

34. پورداود، ابراهیم. اوستا، گزارش و پژوهش. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۱۶–۱۳۲۵.

35. جلیل دوستخواه. اوستا، کهن‌ترین سرودها و متن‌های ایرانی. تهران: مروارید، ۱۳۷۰.

---

صفت

[ویرایش]
  1. خو

استعاره

[ویرایش]
  1. تضرع، التماس.
  2. میل، رغبت.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها

[ویرایش]
ایتالیایی

اسم

[ویرایش]

preghiera

انگلیسی
wish