خیار

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

پهلوی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. گیاهی از تیرة کدوییان که اقسام گوناگون دارد و میوه اش دراز و سبز است و در اکثر سالادها مصرف زیادی دارد. خیار

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر لازم[ویرایش]

  1. اختیار داشتن.
  2. داشتن اختیار برای بر هم زدن معامله یا قرارداد.
  3. برگزیده.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اصطلاح[ویرایش]

  1. ضایع، غیر قابل قبول #

مثال: عمو، این حرکتت خیلی خیار بود.

|}

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

cetriolo

انگلیسی
option