داریکه
ظاهر
فارسی
[ویرایش]
ریشه لغت
[ویرایش]- بهاری
آوایش
[ویرایش]- /دارِیکهَ/
اسم
[ویرایش]داریکه
- در زبان فارسی به آبجوی زنجبیل تعبیر شده.
- مترادف تیرک در زبان فارسی بویژه نوع چوبی و مناسب ستون موقت فصلی. دیرک.
- داریکه ممکن است به معنی باریکه هم باشد، اما این باریکه است که از داریکه اقتباس شده است.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ شمس