رب
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- گیرششده از بهاری: رُب
آوایش
[ویرایش]- /رب/
اسم
[ویرایش]رَبّ
- خداوند. مالک. ارباب.
اسم
[ویرایش]رُب
- آب گوجه فرنگی، انار و غیره را گرفته میجوشانند و از آن ماده غلیظ و خوش رنگی به دست میآید که برای خوش رنگ و خوشمزه شدن انواع غذاها از آن استفاده میکنند.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
متابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین