رهبر
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشهشناسی
اوستایی و پهلوی
(رَ بَ)
صفت فاعلی
[ویرایش]- پیشوا.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
اسم
[ویرایش]- رهبر
- 👌. واژهی «رهبر» در فارسی نو ترکیبیست از: رَه ← «راه» ← اوستایی raθa- (راه، مسیر) ← پهلوی rah -بَر ← از «بردن» ← اوستایی bar- (بردن، حملکردن) ← پهلوی bar- بنابراین «رهبر» در اصل یعنی «راهبرنده» یا «کسی که راه را میبرد/پیش میبرد» که در فارسی نو به معنای «پیشوا، قائد» آمده است. --- منابع معتبر: 1. حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، تهران: سخن، ذیل «رهبر». 2. احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، تهران: سمت، ۱۳۷۶، بخش واژههای اوستایی و پهلوی. 3. کریستنسن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمهی رشید یاسمی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۳۲. 4. بارتولومه، کریستیان، Altiranisches Wörterbuch (واژهنامهی زبانهای ایرانی باستان)، Leipzig, 1904 → مدخل raθa- و bar-. 5. مکنزی، دیوید، A Concise Pahlavi Dictionary, Oxford, 1971 → مدخل rah, bar. 6. بنونیست، امیل، Le Vocabulaire des Institutions Indo-Européennes, Paris, 1969. ---
برگردانها
[ویرایش]ترجمهها
- انگلیسی
- steerer