ریگ

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. سنگریزه، شن. ؛ ~ در روغن کردن
  2. کار باطل کردن.
  3. چیزی یا کاری را خراب کردن. ؛ ~ توی کفش داشتن کنایه از: دنبال غرض خاصی بودن، نقشة مخفیانه‌ای داشتن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
sand