زبان در قفا
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /زبان/در/قَفا/
اسم مرکب
[ویرایش]زباندرقفا (گیاهان)
- گیاهی علفی، پابا، زینتی، و کاشتنی یا خودرو از خانواده آلاله، با گلهای زیبای واژگون، قونیطون، اقونیطون، تاجملوک، تاجالملوک
- گیاهی است از تیره آلالهها از دسته خربقیها که دارای برگهای متناوب و منشعب به انشعابات پنجهای شکل میباشد. گلهایش دارای تقارن سطحی است و در روی ساقه قرار گرفته؛ زبان پس قفا، گل هزار نک، رجل القبره نیز گویند.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین