سالخورده

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(دِ)

صفت مفعولی[ویرایش]

  1. پیر، کهنسال.
  2. کهنه، قدیمی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
worm eaten