شاریدن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(دَ)

مصدر لازم[ویرایش]

  1. شریدن:
  2. سرازیر شدن و ریختن آب ؛ شریدن.
  3. تراویدن آب از جراحت.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین