پرش به محتوا

شاشیدن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌شناسی

اوستایی و پهلوی

اسم

  1. واژه شاشیدن. [ دَ ] ( مص ) کمیز کردن. ( شرفنامه منیری ). بول کردن و کمیز کردن باشد. ( برهان قاطع ) ( شعوری ). پیشاب کردن. میزیدن. میختن. آب تاختن. پیشاب ریختن. زهراب ریختن. آب انداختن.( در ستوران ). جیش کردن. ( در اطفال ). چامیدن. ادرار کردن. شَفشَفَه. انتضاح. ( منتهی الارب ) : گفت این گربه بر صوفیی ما شاشید. ( اسرار التوحید ). تفشیج ؛ پا از هم دور نهادن جهت شاشیدن. ( منتهی الارب ). - پس شاشیدن ؛ در زبان محاوره تنزل کردن. ( فرهنگ نظام ). - امثال : مثل شتر پس میشاشد ؛ رو به انحطاط و تنزل میرود. رجوع به امثال و حکم دهخدا شود. اگر نشاشیدی شب دراز است. ( فرهنگ نظام ). به زمین سفت نشاشیدی که برویت ورپاشد. ( فرهنگ نظام )؛ هنوز مواجه با مشکل و مانع نشده ای. بوته ای نشاشیده نگذاشته . ( فرهنگ نظام )؛ همه را گند زده. || غایط افکندن. ریدن. ریستن. || فروریختن آب و شراب و امثال آن باشد. ( فرهنگ جهانگیری ) ( شعوری ج 2 ورق 130 ). فروریختن آب و شراب و امثال آن که پیشاب گویند. ( انجمن آرای ناصری ). ریختن. ( ناظم الاطباء ). معنی اصلی شاشیدن ریختن آب و هر مایع است که در اوستا «شیچ » بوده و در سنسکریت «سیچ ». ( فرهنگ نظام ). و رجوع به شاریدن شود. || ترشح کردن. ( برهان قاطع ). چکیدن. ( ناظم الاطباء ). آب زدن. پاشیدن. رَش . نَضح. || ترشدن به آب. ( شرفنامه منیری ). تر شدن. ( برهان قاطع ) ( شعوری ج 2 ص 130 ). منبع. لغت نامه دهخدا
  2. ریشه‌شناسی واژهٔ «شاشیدن» (با منابع کتابی در انتهای متن) ۱) ریشهٔ ایرانی باستان: اوستایی و پهلوی اوستایی در اوستایی ریشهٔ فعلی šīč- / šič- با معانی: ریختن چکیدن ترشح کردن ثبت شده است. داده‌های لغت‌نامهٔ دهخدا نیز اشاره می‌کند که «اصل شاشیدن ریختن آب است و در اوستا شیچ بوده است». پهلوی (فارسی میانه) در متون میانهٔ ایرانی: šēš- / šayš- «چکیدن، ریختن» šēštan / šēxtan «ریختن، پاشیدن» حفظ شده‌اند. معنی اولیه «ریختن مایع» بوده و بعدها در زبان عامیانه معنای «ادرار کردن» گرفته است. --- ۲) ریشهٔ سانسکریت در سانسکریت ریشهٔ सिच् (sic-) به معنای: پاشیدن ریختن آب ترشح کردن کاملاً با ریشهٔ ایرانی šič- هم‌ریشه است. --- ۳) ریشهٔ هندواروپایی صورت بازسازی‌شدهٔ هندواروپایی: *seik- / *si̯g- معنی: چکیدن جاری شدن مایع ترشح همین ریشه در زبان‌های دیگر نیز وجود دارد: یونانی: ἰκμάς «رطوبت» انگلیسی کهن: sigan «چکیدن» انگلیسی sink در اصل «فرو رفتن/سرازیر شدن» (ارتباط معنایی وابسته به جریان مایع) --- ۴) مسیر تحول آوایی ـ تاریخی 1. اوستایی: šič- 2. پهلوی: šēš- / šiyš- 3. فارسی نو: شاشیدن تغییر آوایی ī → ē → āš از مسیرهای معمول تحول ایرانی میانه به فارسی نو است. تغییر معنایی از حوزهٔ «ریختن مایع» به «ادرار کردن» پدیده‌ای کاملاً طبیعی و بین‌زبانی است. --- ۵) نکات معنایی معنی اصلی ایرانی: «ریختن آب»، «چکیدن»، «ترشح مایع» معنی ثانویه (زبان عامیانه): ادرار کردن، جیش کردن کاربردهای قدیم: ریختن آب/شراب، ترشح، پاشیدن --- ۶) ارتباط با «شاریدن» «شاریدن» نیز با ریشه‌های ایرانی šar- / šir- در معنای «ریختن/جاری شدن» هم‌حوزه است. ریشه‌های šar- و šič- دو شاخهٔ نزدیک در دستگاه فعلی «ریزش مایع» در ایرانی باستان‌اند. --- ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📚 منابع معتبر کتابی (به درخواست شما پایین متن) منابع اوستایی و ایرانی باستان 1. Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch. 1904. 2. Hoffmann, Karl & Forssman, Bernhard. Avestische Laut- und Flexionslehre. 1996. 3. Mayrhofer, Manfred. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen (EWA). 4. Skjærvø, Prods O. Introduction to Avestan. Harvard, 2009. 5. Reichelt, Hans. Awestisches Elementarbuch. 1909. 6. Kent, Roland. Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon. 1950. منابع پهلوی و فارسی میانه 1. Mackenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. 1971. 2. Nyberg, H. S. A Manual of Pahlavi. 1964. 3. Durkin-Meisterernst, Desmond. Dictionary of Manichaean Middle Persian and Parthian. 2004. 4. Henning, W. B. Mitteliranische Manichaica. 1940–1958. منابع سانسکریت و هندواروپایی 1. Monier-Williams. Sanskrit-English Dictionary. 1899. 2. Whitney, W. D. Roots, Verb-Forms and Primary Derivatives of the Sanskrit Language. 3. Mayrhofer, M. Kurzgefasstes Etymologisches Wörterbuch des Altindischen (KEWA). 4. Pokorny, Julius. Indogermanisches Etymologisches Wörterbuch. 1959. 5. Mallory & Adams. The Oxford Introduction to Proto-Indo-European. 2006. منابع فارسی و ریشه‌شناسی عمومی 1. لغت‌نامهٔ دهخدا – مدخل «شاشیدن» 2. Haim, Persian–English Dictionary 3. محمد مقدم، فرهنگ ریشه‌شناختی 4. تبریزی، واژه‌نامهٔ ریشه‌شناختی فارسی 5. Horn, Paul. Grundriss der neupersischen Etymologie. 1893. ---


منابع.

لغت‌نامه دهخدا

برگردان‌ها

[ویرایش]
  1. ادرار کردن
  2. شاشیدن
انگلیسی
urinate