پرش به محتوا

صحت

از ویکی‌واژه

(ص حَ)

فارسی

[ویرایش]

واژه‌شناسی

[ویرایش]
  1. صحة

مصدر لازم

[ویرایش]
  1. تندرست شدن.

(اِم

صفت

[ویرایش]
  1. تندرستی. ؛ ~ و سقم الف - درست یا نادرست. ب - تندرست یا بیمار. ؛ ~ آب گرم عبارت خوشامدگویی برای کسی که حمام کرده‌است به معنی: امیدوارم پس از حمام کردن تندرست باشید.

مشتقات

[ویرایش]

صحت آب‌گرم: مشابه صحت خواب که غلط مصطلحش ساعت آب‌گرم بکار می‌رفت ولی پس‌از بیرون‌آمدن شخص از حمام؛ اما دیگه چندان بکار نمی‌ره و بجاش می‌گیم عافیت باشه.

صحت خواب: شادباش پس‌از بیدار شدن کسی از خواب و آمدن او‌ میان جمع بیداران لیکن در غلط مصطلحی تبدیل‌شده به ساعت خواب.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین
  • دائرةالمعارف جاوید برای مشتقات

برگردان‌ها

[ویرایش]
انگلیسی
verity